خاطرات شهدا

فکر کردم دختر شماست،من از ناموس شما دفاع کردم

شهید امر به معروف علی خلیلی

وقتی ضارب علی را با چاقو زد
ما پیکر غرق خونش را به کناری کشیدیم
پیرمردی آمد وگفت :
“خوب شد؟همین و می خواستی؟
به توچه ربطی داشت؟چرا دخالت کردی؟”
علی باصدای ضعیفی گفت:

“حاج آقا فکر کردم دختر شماست،من از ناموس شما دفاع کردم..”.

برچسب ها

مجتبی

مدیر سایت حر زمان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید