زندگینامه شهداوصیت نامه شهدا

شهیدی که در فکر نابودی صهیونیست‌ها بود

شهید «امام پناه» قدس را برای شهادت انتخاب کرد

«شهید عبد الصمد امام پناه» متولد ۱۵ آذر ۱۳۴۸ در تبریز بود که به مدت ۸ ماه در جبهه‌ها لبنان جنگید و یک دستش را در راه دفاع از اسلام به پیشگاه احدیت تقدیم کرد و در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۳۷۵ در سنّ ۲۷ سالگی ملکوت را مقابل چشمانش دید و به دست صهیونیست‌ها به شهادت رسید.

شهید امام پناه تفکری فراجغرافیایی داشت و به فکر نابودی اسرائیل بود. بر روی سنگ قبر این شهید بزرگوار چنین نوشته شده است: “مسلمانان دوقبله دارند، کعبه برای زیارت و قدس برای شهادت.”

در بخشی از وصیت نامه او آمده بود: “من این را از خداوند سال‌هاست که خواسته‌ام و منتظر بودم. حال خداوند راضی شده و جوابم را داده است. پس شما هم راضی باشید به رضای خداوند و بدانید هر حرفی غیر این کفر و وسوسه شیطان است.”

 

 

 

زندگینامه
سیدصمد در سال ۱۳۴۸ به دنیا آمد. شهر تبریز میزبان اولین قدم های کودکی اش شد. ۷ ساله بود که به مدرسه رفت و تحصیلاتش را تا اخذ مدرک دیپلم ادامه داد. عاشق امام و جبهه و شهادت بود ولی حیف که دیر به عرصه رسیده و فرصت طلایی را از دست داده بود؛ فرصت و امکان شهادت در راه خدا را. تنها کاری که فکر می کرد آبی بر آتش درونش بریزد، رفتن به قم و ملحق شدن به جرگه ی طلبگان و شاگردان امام زمان (عج) است تا بلکه فرجی به دست او حاصل شود و او را به آرزویش برساند.
صمد خود را شدیداً سرگرم درس خواندن و مطالعه کرد؛ با دست نوشته ها و آثار شهید دکتر چمران و گروه چریکی او آشنا شد و علاقه اش دوچندان گردید. تأثیری که دکتر چمران در سیدصمد گذاشت، فوق العاده بود و او را در تصمیم قبلی اش ثابت قدم تر کرد او هم مثل شهید چمران، در سر اندیشه ی رفتن به لبنان را می پروراند؛ همان اندیشه ای که باعث شد در تابستان سال ۱۳۶۹ محل خدمت نظام وظیفه را ترک گفته و سعی کند از مرز ترکیه خارج شده و به سوی کشور آرزوهایش سفر کند؛ کاری که باعث شد تنبیه شود.
او داشت خود را برای شهادت مطهر می کرد. طی چهار سال تحصیل در حوزه ی علمیه ی قم مکاتباتی هم با آیت الله خامنه ای، پیشوا و مرجع خود داشت و حرف دلش را با ایشان درمیان می گذاشت. او در تاریخ ۴/۶/۱۳۷۴ آزاد شد و نیروی آن صمد را فارغ البال به سوی آرمانش هدایت کرد. ابتدا به سوریه رفت و از آن جا وارد لبنان شد تا در کنار سایر برادران دینی مقابل ظلم صهیونیست بایستد. صمد در یکی از دست نوشته اش این گونه نگاشته:
« مسلمانان دو قبله دارند، کعبه برای عبادت و قدس برای شهادت»
صمد مدت ۸ ماه در جبهه ی لبنان جنگید و یک دستش را در راه دفاع از اسلام به پیشگاه احدیت تقدیم کرد و بالاخره در تاریخ ۲۶/۱/۱۳۷۵ در سنّ ۲۷ سالگی ملکوت را مقابل چشمانش دید و با آغوش باز پذیرایش شد ولی بر آستان حضرتش بی سر و بی دست باید رفت. او ابایی نداشت و سر و دست را با کمال میل تقدیم کرد.
۵ روز بعد پیکر خون آلودش را به خانواده تحویل داده و در گلزار شهدای وادی رحمت تبریز به خاک سپردند. 

وصيت نامه«طلبه شهيد: سيدعبدالصمد امام پناه» 

صوفي به ره عشق صفا بايد كرد   ———–  عهدي كه نموده‌اي وفا بايدكرد
  پدر و مادر گرامي براي آخرين بار دستتان را مي‌بوسم اميدوارم هميشه ايام را مثل امروز خوش بگذرانيد. چون ديدم آمادگي پذيرش واقعيت را نداريد لذا مجبورم اين گونه خداحافظي كنم. ولي راضي نمي‌شوم دلم مي خواست صاف كنار هم بايستيد و من پايتان را ببوسم و بعد با روي گشاده و بشاش از هم ديگر جدا شويم. البته باز هم به همديگر مي رسيم. ان شاءالله اگر خداوند بخواهد در آن دنيا تلافي مي كنم. چون اين دنيا را كوچكتر و پست‌تر از آن ديدم كه بتوانم بوسيله آشيائش شما را مسرور كنم. علي اي حال من اين را از خداوند سال‌هاست كه خواسته‌ام و منتظر بودم حال خداوند راضي شده و جوابم را داده است. پس شما هم راضي باشيد به رضاي خداوند و بدانيد هر حرفي غير اين كفر و وسوسه شيطان است. اگر بغضي هم دست داد فقط و فقط به ياد مصايب اباعبدالله الحسين -عليه‌السلام- اشك بريزند. چون من گناهكار و عاصي چيزي نيستم كه قابل اين باشم. هر چه هست در دامن اين بزرگواران است. گريه كنيد تا دست همه ما را بگيرند. از مادم حضرت زهرا -سلام‌الله‌عليها- صبربخواهيد. همو بودكه مرا به ساحل نجات رسانيد و الا خدا مي‌داند در چه سرگرداني‌اي بودم. مبادا فكر كنيد كه مرا از دست داده‌ايد. بهتر است از قول شهيد بهشتي برايت بگويم كه مي‌گفت: ما شهيدان را از دست نداده‌ايم. بلكه به دست آورده‌ايم و غلط است كه مي‌گويند از دست رفته خودمان هم موقعي به دست مي‌آييم كه روزي به شهادت برسيم. وصيتي هم دارم كه نگذاريد بعد سوء استفاده‌اي بشود. از همه آشنايان حليت بخواهيد.


و السلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته.

برچسب ها

مجتبی

مدیر سایت حر زمان

نوشته های مشابه