خاطرات شهدا

من از این‌کار عار دارم ، چرا می‌خواین احتکار کنین؟

این خاطره ی زیبا از شهید بقایی رو از دست ندین
یه حلب 17 کیلویی روغن خریده بودیم. به مجید گفتم: روغن رو از بازار بیار خونه…گفت: شما این‌همه روغن خریدید، اونوقت از من می‌خواین اون رو بذارم روی دوشم و بیارم خونه؟!!! من از این‌کار عار دارم ، چرا می‌خواین احتکار کنین؟ من که نمی‌دونستم احتکار یعنی چی، بهش‌گفتم: مادر! برا مصرف روزمره‌ی ماست. مجید گفت: خب! دو کیلو؛ سه کیلو؛ نه 17کیلو… امام خمینی فقط برا مصرف روزانه ش مواد خوراکی داره ، شما چرا؟
خاطره ای از زندگی سردار شهید مجید بقایی
منبع: کتاب تا چشمه‌ی بقا ، صفحه 29

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا